در دلم جائی برای عشق نیست ردّ هر پائی برای عشق نیست
پشت دیروز خدا جا ماندهام صبح فردائی برای عشق نیست
با توام ای پنجره! چشمک نزن خستهام، نائی برای عشق نیست
زیر پای عابران ِ مست شهر ، نان و حلوائی برای عشق نیست
درس 26 به پایان آمده آب، بابائی برای عشق نیست
مینویسیم حرفهامان را به هم من منی، مائی برای عشق نیست
***
رفتنت شاید برای عشق بود این که میآئی برای عشق نیست
و رباعی:
دیر آمده ایم و زود باید برویم پروانه که پر گشود باید برویم
در حیرت از آن چه پیش رو داریم و... دلواپس آن چه بود باید برویم
مجتبى بخشايشپور
