درود. این هم چند رباعی جانانه و زیبا از سرکار خانم فاطمهی دهقانیان. بخوانید و لذّت ببرید و نقد بفرمایید. به امید دیدار شما در نشستهای شعر خانهی هنرمندان شهرکرد.
ترسید دلش همیشه پر خون باشد بی تاب شبیه رود کارون باشد
لیلی شده سالها سر کوچهیتان بیدی که دلش نخواست مجنون باشد!
برف و دل بی قراره آدم برفی دلتنگی آبدار آدم برفی
چه خاطرهی قشنگ و دلچسبی شد: عکس من و تو کنار آدم برفی!
یک عمر به حر فهایشان خندیدم با ساز مخالف خودم رقصیدم
امروز ... ولی ... گمانم عاشق شدهام آمد به سرم از آن چه می ترسیدم!
ای زمزمهی شبانهی ماهیها آغوش تو آشیانهی ماهیها
وقتش شده باشکوه تشییع شود جسم تو به روی شانهی ماهیها!
فاطمهی دهقانیان
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:11  توسط غلامرضای صفّار
|
