با توجه به شروطی که قبلاً گفتم (رک: مطلب نخست وبلاگ) و با توجّه به تعداد شاعران انجمن، انتظار داشتم دست کم روزی یک شعر در وبلاگ بگذارم، امّا زهی خیال باطل!!! از چهاردهم بهمن 87 که این وبلاگ راه افتاده، تا امروز یعنی: 25 اسفند، این نخستین شعر اعضای انجمن است که روی وب میآید!!!
از راهاندازی وبلاگ انجمن، هفت هفته گذشته و اگر قرار بود در هر هفته (نمیگویم ده شعر) فقط پنج شعر در وبلاگ بیاید، تا کنون باید دست کم، سی و پنج شعر در وبلاگ آمده باشد!!! امّا این نخستین شعر است!!! من میگویم شاید شاعران انجمن، از داوری اهل نقد و شعر میهراسند! (بیحالی و بیخیالی البتّه مزید بر علّت است، جسارتاً!)
شما بودید چه میکردید؟! به هر حال وبلاگ از اهل انجمن است و هر گلی بزنند به سر ِ خود زدهاند.
این هم شعر خانم سمیّهی فعّال. نقد و نظر که حتماً فراموش نشود!
بلندای آسمان، به كوتاهی نگاههای ماست!
و ساعتها،
تكراریتر از منهایی كه هر روز خودشان را در آینه تكرار میكنند!
حالا
از من تا تو!از دیروز تا امروز!
فاصلهای حدود یك متر پایینتر!
با نهال كوچكی كه امتداد دستهایش،
درست از حفرههای خالی نگاهم رد شده است
و مستطیلی كه كمی كوتاهتر از قدم گرفتهاند!
امروز
بر خاك خودمان تقّه میزنیم
و روی استخوانهای دیروزمان فاتحه میاندازیم
و فردا را تف میكنیم!
بلند شو!
بلند شو!
بگذار سنگینی سایهات را با سكوت چشمهام پایین بیاورم
و بغض دیروز را بالا!
آرامشی كه با ضرب آهنگ تق تق تق ...
و این بار جای پای دیروز را بزك نكشیده ام!
ببار!
ببار و بغض دیروزم را بالا بیاور!
مردهها هیچ گاه از گورشان بلند نمیشوند!
سمیّهی فعّال
